خادم الشهدا شیخ عبد الله ضابط

 

 

خادم الشهدا شیخ عبد الله ضابط

 

نماز ظهر و عصر رو حسینیه طلائیه خوندیم و اومدیم بیرون ساعت سه و نیم بود که دیدیم حاجی ضابط تازه داره از حسینیه میاد بیرون

دیدم از بس گریه کرده چشاش سرخ شده

مثل اینکه از بعد نماز کنار قبور شهدای گمنام که توی حسینیه هستن، نشسته و گریه کرده

مقدار کمی تربت شهید پیشم بود دادم دست حاجی اونم بوئید و به چشاش کشید.

بعد به من گفت: فلانی این چیه؟ چه خاکیه؟ گفتم تربت شهیده. گفت: نه بگو ببینم از کجا آوردی؟ این بوی خاصی داره

گفتم: راستش این خاک سر چند تا شهیده، مقداریشو بین دوستان تقسیم کردیم اینم به ما رسیده.

گریه اش شدید تر شد و بهم گفت: میشه این خاکو به من بدید؟

منم دو دستی تقدیمش کردم

از اون به بعد هر وقت حاجی می خواست روایتگری کنه. اول این خاک رو می بویید بعد شروع میکرد از شهدا گفتن.

/ 12 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بچه شیعه

سلام ممنون از اینکه به وبلاگم سر زدید راستش من اسممو نوشتم تو وبلاگ(زهرا خطیب زاده) اما بیشتر از اینکه خطیب زاده باشم بچه شیعه هستم. انشالله که باشم. منم از خوندن مطلبت گریه ام گرفت. یادش بخیر شهید ضابط. بابا ضابط دل خیلیا را برد. راستی طیبه جان بابا ضابط ما شهیده فوت نکرده.

طیبه

ممنون از کامنت هاتون [گل] بچه شیعه جان من همون موقع ها که آقای ضابط تصادف کردن خبر فوتشون رو شنیدم انشاءالله که خدا با شهدا محشورشون کنه[گل]

مشتاق

سلام.ممنون که یادآوری به کم کاری م!شدین.اما در حال حاضر بدلیلهای متنوع در همین حد وسعم میرسه.انشاالله جبران میکنیم...یا صاحب الزمان ادرکنی...

محب ولایت

سلام علیکم[گل] اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] صداي عشق نميرد به زير گنبد گيتي[گل] هميشه زنده بود بانگ جاودان محمد [گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

نگاه منتظر

بي تو ديريست دلم . . . آه، دلم مي گيرد كه گرفته است به ياد دل باراني تو سلام بزرگوار زيبا و دلنشين بود. موفق و مؤيد باشيد. اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم [گل]اللهم عجل لوليك الفرج[گل]

بچه شیعه

یادش بخیر شهید ضابط قرار بود بیاد هیئت. اون شب برنامه داشتیم که خبر آمد حاجی پرکشید. آره عزیزم. تصادف بود ولی چه جور تصادفی. حاجی را شهیدش کردند گلم. بقیه‌اش باشه برای.....

پرنیان

سلام این روزا به هر وبلاگی که سر میزنم یه جورایی حال و هوای این روزای جنوب رو داره ... شلمچه...طلائیه...هویزه...چزابه...دهلاویه...فکه...از هر کدومش یه خاطره قشنگ گوشه ذهنم جامونده که این روزا حسابی دلمو هوایی کرده... دعا کنید شهدا بطلبند و دوباره کربلای ایران رو ببینم... یا حق

فدایی آقا

سلام بر منتظر واقعی آقا ...خوبید ...ببخشید این جند وقت خیلی سرم شلوغه نتونستم بیام وب ....معذرت این حقیر را پذیرا باشید ....مطلب پست شده عالی ...خدا خیرت بدهد ...استفاده کردیم ...راستی شما در انتخابات شرکت میکنید ...خدا نکنه که فریب خورده باشید و شرکت نکنید انتخابات هم میشه بگیم حق است و هم وظیفه ...حق اینکه ما باید تو مسائل مملکتی شرررکت داشته باشیم و (پیرو ولایت فقیه باشیم) و از بین خودمان فرد اصلح را انتخاب کنیم و راهی مجلس کنیم ...تا از حق مان در مواجعه با بروز مشکلات ...مسائل روز ...سیاسی اجتماعی و اقتصادی بگیرن و قانون بهتر را تصویب کنن...ودر رابطه با وظیفه اینکه ..با شرکت در انتخابات ...مشت محکمی به دهان استکبار جهانی میزنیم ... ...ما هم به رسم ادب هدیه ای به کاربر گرامی این وبلاگ میدهیم ان شاءالله که پی گیر باشید تا یکی از سربازان آقامون باشید ...به امیید ظهور ...شبهای جمعه دو رکعت نماز ....برا سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام الزمان /عجل الله بخوان ...و همیشه صلوات ها را با (و عجل الفرجهم)... به اتمام برسان .. ...ببخشیدا ....حالا هم برا سلامتی و تعجیل در فرج آقا و شادی روح امام و شهدا هر چی دوست

دل نوشته

شهادت به آسمان رفتن نیست به خود آمدن است بازم اسفند ماه شد و حال وهوای اردوی راهیان نور ان شا الله امسال هرکس طلبیده می شه پای عهد و پیمونش با شهدا بمونه و نشه مثل من که وقتی برمی گرده به شهرش فقط گاهی یاد شهدا بیافته و........

naeen-emam

احسنتم ممنون و مچکر بابت وبلاگ خوب و پویا و ارزشی تون