مجموعه اشعار امام زمانی


با اینکه روضه‌ خوانم و می‌خوانم از «شما»
فهمیده‌ام که "هیچ" نمی‌دانم از «شما»

یا ایها‌ العزیز! ذلیل معاصی‌ام؛
باید ز شرم چهره بپوشانم از «شما»

می‌ترسم از رسیدن آن جمعه‌ای که "من"
قبل از سلام روی بگردانم از «شما»

رویی نمانده‌است به چشمت نظر کنم؛
پس بی‌دلیل نیست، گریزانم از «شما»

"من" اصل "انتظار" تو را برده‌ام ز یاد؛
با انتظارهای فراوانم از «شما»

"من" نان، به نرخ نام "تو" خوردم حلال کن!
محض رضای ذائقه می‌خوانم از «شما»

آقا اجازه! من بنویسم برای تو
دارایی‌ام تویی، دل و جانم فدای تو

می‌خوانمت به حُرمت آوای قُدسی‌ات
جان می‌دهد به ما نفس آشنای تو

وقتی طلوع می‌کنی از پشت ابرها
گل می‌کند زمین و زمان، زیر پای تو

در آسمان دهکده اعجاز می‌شود
با شعله‌ای که می‌دمد از چشم‌های تو

برگرد آخرین سفری را که رفته‌ای
تب کرده‌اند هر دو جهان در هوای تو

برگرد تا گره بخورد لحظه‌ای به هم
فریاد گریه‌های من و های‌های تو

آقا بیا که هر کسی از راه می‌رسد
سر می‌دهد طنین «انا الحق» به جای تو!

تنها خودت شفاعت‌مان کُن که این طلسم
وا می‌شود به مُعجزه ی رَبّنای تو

سید مهدی هاشمی نژاد

شاید او آمده و بار دگر برگشته

وای بر حال من و تو که اگر بر گشته

نصف یک روز در این شهر اقامت کرده

سر شب آمده و وقت سحر برگشته

زانوی غم به بغل داشته در ندبه خویش

گریه کرده است و با دیده تر برگشته

چقدر خون دل از دست من و تو خورده است

با دو پیمانه از این خون جگر برگشته

از چه معلوم که این وقت که ما منتظریم

چقدر آمده اینجا چقدر برگشته

شاید این مرد به کرات سفر کرده و باز

طبق تشخیص خود او ز سفر برگشته

آه ای مرد جهان منتظر مقدم توست

باز برگرد که امروز خطر برگشته

نادر حسینی

 

 

پایان شبهای بلند انتظاری

آیا برای آمدن میلی نداری؟

من نذر کردم خاک پایت را ببوسم

آیا سر این بنده منّت می گذاری؟

من قبل از اینها اینهمه ویران نبودم

آباد بود این خانه‌ی ما روزگاری

من دل ندادم تا که روزی پس بگیرم

می خواستم پیشت بماند یادگاری

تا اینکه دلها بوی سجاده بگیرند

باید بیایی و کمی تربت بیاری

یک روز می آیی و تا صبح قیامت

ما را به دست آسمانها می سپاری

یک هفته‌ی دیگر دل آواره من

باید بسازد با فقیری با نداری

علی اکبر لطیفیان

آقا اجازه! خستـه ام از این همه فریب
از های و هوی مردم این شهر نانجیب
آقا اجازه! پنجـره ها سنگ گشته اند،
دیوارهای خسته از کوچه بی نصیب
آقا اجازه! بـاز بـه من طعـنه می زنند
عاشق ندیده های پـر از نفـرت رقیب
شیــرینـی وجـود مـرا تلـخ می کـنند
فـرهادهای کـینه پرست پر از فریب!
آقا اجازه! گـنـدم و حـوا بـهــانـه بـود،
آدم نمی شویم! بیـا: ماجرای سیب!
آقا اجازه! مـا دلمـان تنـگ می شـود
آقا اجازه! یاد شمـا کـرده ام عجیب!
باشد، سکوت میکنم اما خودت ببین!
آقا اجازه! منتظرند این همـه غریب...

مژگان بهاری

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

 

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

 

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

 

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

 

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

 

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

 

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...

سید حمیدرضا برقعی

ما با تو که روبرو شدیم آقا جان!

پیش تو بی آبرو شدیم اقا جان!

خواندیم تو را و خودمان خوابیدیم

چوپان دروغگو شدیم آقا جان

ورق های توسل گشته دسته / و انگشتانمان هم پینه بسته

فقط از تو سرودیم و نگفتیم / که از اعمالمان هستی تو خسته


/ 14 نظر / 58 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید

ما با تو که روبرو شدیم آقا جان! پیش تو بی آبرو شدیم اقا جان! خواندیم تو را و خودمان خوابیدیم چوپان دروغگو شدیم آقا جان [گل][گل] قشنگ بود

راز خون

سلام ، خدا قوت واقعا ازتون ممنونم پست بسیار زیبایی بود...

عمار

سلام همسنگر وبلاگ جالبی داری ... فقط یه خورده شلوغه ، اگه خلوت ترش کنی بهتر میشه ... راستی وقت کردی به این آدرس یه سری بزن ؛ بی ارتباط با وبلاگت نیست! http://ammargraph.parsiblog.com/Posts/80 یا علی

مشکات

بخوان دعاي فرج را، دعا اثر دارد دعا كبوتر عشق است، بال و پر دارد بخوان دعاي فرج را و عافيت بطلب كه روزگار بسي فتنه زير سر دارد بخوان دعاي فرج را كه يوسف زهراء زپشت پرده غيبت به ما نظر دارد بخوان دعاي فرج را به ياد خيمه سبز كه آخرين گل سرخ از دلت خبر دارد

بهار

کاش از قبرش به قلبم راه داشت کاش زهرا هم زیارتگاه داشت یاحق[گل]

elnaz

salam duste aziz vaghean poste ghashangi bud mamnun [گل]

فرشته

کاش دستان خدا پیدا بود تا در آن وقت که بی حوصله وتنهایی ودلت از غم دنیا مملو. بزنی تکیه برآن وبخندی به همه رنج جهان. سلام مهربون به روزم ومنتظر نگاهت که یاریم دهد برای اندیشه های خوب.

نگاه منتظر

بي تو ديريست دلم . . . آه، دلم مي گيرد كه گرفته است به ياد دل باراني تو سلام بزرگوار ممنون از حضورتون خيلي زيبا و دلنشين بود. موفق و مؤيد باشيد. اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم [گل]اللهم عجل لوليك الفرج[گل]